.....خروس خوان.....

نوشته هایی نه چندان بیخودی به قلم علی دهقانی

.....خروس خوان.....

نوشته هایی نه چندان بیخودی به قلم علی دهقانی

.....خروس خوان.....



علی دهقانی هستم
دانشجوی دانشگاه علامه طباطبائی تهران
یک خروس بی محل که هر از گاهی هوس خواندن میکند...

دنبال کنندگان ۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
نویسندگان

تلخ مثل مرگ

علی دهقانی | چهارشنبه, ۱۸ بهمن ۱۳۹۶، ۱۲:۲۶ ق.ظ

این داستان رو با صدایی واضح و در آرامش بخونید.

 

 

یه شب سرد و بارونی و کاملا زمستونی، تنها تووی خونه نشسته بودم و سرم پر شده بود از فکرای بیخودی و بیهوده.لباسامو پوشیدم و تصمیم گرفتم زودتر از خونه بزنم بیرون تا شاید دیدن دوستام بتونه بهم آرامش بده و حالمو خوب کنه.

 

  • علی دهقانی

سه شنبه ها با موری 1

علی دهقانی | سه شنبه, ۱۷ بهمن ۱۳۹۶، ۱۰:۵۹ ق.ظ

میچ تو در مورد توجه من به آدمهایی که حتی آنها را نمیشناسم سوال کردی؛اما من میتوانم بزرگترین دستاورد بیماریم را برای تو تعریف کنم؟دتاوردی که سعی به یادگیری آن دارم

_آن چیست؟

  • علی دهقانی

سه شنبه ها با موری

علی دهقانی | سه شنبه, ۱۷ بهمن ۱۳۹۶، ۱۰:۵۶ ق.ظ

کتاب سه شنبه ها با موری شاهکار گرانقدر و پر فروش میچ البوم نویسنده،روزنامه نگار،مجری و موزیسن آمریکاییست که روایتگر زندگی شخصی خود او و هم نشینی و گفتگوی وی با استاد پیر خود (موری) است.

  • علی دهقانی

آرامشم چیز خوبیه

علی دهقانی | شنبه, ۱۴ بهمن ۱۳۹۶، ۰۱:۴۱ ب.ظ


آقا ما با اجازتون چند روز پیش در حال مطالعه بودیم که یهو چشممون روی یه کلمه ترمز زد و رفتیم توو فکر؛آرامش،چه چیز خوبی!چه عنصر ارزشمندی!اصلا چقدر خوبست که ما در خانه و خانواده آرامش داریم،اصن همین آرامشِ درون خانوادگیه که سبب میشه جامعه  هم آروم باشه و مردم الکی به جون هم نیوفتن...

  • علی دهقانی

آینه

علی دهقانی | جمعه, ۱۳ بهمن ۱۳۹۶، ۰۵:۴۳ ب.ظ

با تواَم روحِ زمستان خورده

باغِ ممنوعه‌ی باران خورده

ماهِ در برکه شناور شده‌ام

آخرین بوسه‌ی لب‌پَر شده‌ام

  • علی دهقانی

پرتقال های علامه (قسمت آخر)

علی دهقانی | پنجشنبه, ۱۲ بهمن ۱۳۹۶، ۱۲:۱۲ ب.ظ


قسمت آخر


با سپری شدن دیدارهای سخت و نسبتا سنگینِ قبل،حالا باید با تیم جوان و جویای نامِ اقتصاد96بازی میکردیم.برای این مسابقه تمرین کرده و آماده بودیم. البته ازآنجا که وزن بچه های ما ، دوبرابر اقتصادی ها بود از ابتدا تنه زدن و ردشدن روی حریف در دستور کار ما قرار گرفت و بنده،ذلی و کهن مامورین اجرای این تاکتیک پیچیده بودیم...

  • علی دهقانی

غزلی از حضرت مولانا

علی دهقانی | پنجشنبه, ۱۲ بهمن ۱۳۹۶، ۱۲:۲۰ ق.ظ

بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست

بگشای لب که قند فراوانم آرزوست

  • علی دهقانی

عقاب ها و مرغابیهای عصر حاضر

علی دهقانی | سه شنبه, ۱۰ بهمن ۱۳۹۶، ۱۰:۴۶ ب.ظ

سلام؛

چند روز پیش داستانی در مورد پیشرفتِ اشخاص ، در مشاغل و فعالیت ها میخواندم و تمثیلی جالب در این داستان توجه مرا به خود جلب کرد: ((در زندگی مرغابی نباشید بلکه همیشه برای عقاب شدن تلاش نمایید...

  • علی دهقانی

پرتقال های علامه(قسمت سوم)

علی دهقانی | سه شنبه, ۱۰ بهمن ۱۳۹۶، ۰۲:۵۴ ب.ظ

با گذشت دو هفته، تیم به روحیه و انگیزه ی کاذبی که در قسمت قبل بهش اشاره کردم رسیده بود و برای تقابل با تیم استقلال حقوق که یک تیم نسبتا ضعیف در لیگ شناخته میشد  و با مشکل محرومیت بازیکن اصلی خود روبرو بود حسابی آماده شده بود.قبل از مسابقه برای اولین بار زودتر در زمین حاضر شدیم...

  • علی دهقانی

پرتقال های علامه(قسمت دوم)

علی دهقانی | دوشنبه, ۹ بهمن ۱۳۹۶، ۰۱:۰۵ ب.ظ

با فرا رسیدن وقت مسابقه ایزد جهت گرفتن لباس های تیم((همان علتی که بخاطرش تیم دادیم)) فراخوانده شد و در این لحظه بود که مضحک ترین و مزخرف ترین لباس های ورزشی با رنگ نارنجیِ فسفری به تیم ما اعطا گردید...

  • علی دهقانی