.....خروس خوان.....

نوشته هایی نه چندان بیخودی به قلم علی دهقانی

.....خروس خوان.....

نوشته هایی نه چندان بیخودی به قلم علی دهقانی

.....خروس خوان.....



علی دهقانی هستم
دانشجوی دانشگاه علامه طباطبائی تهران
یک خروس بی محل که هر از گاهی هوس خواندن میکند...

دنبال کنندگان ۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
نویسندگان

۶ مطلب با موضوع «در باب تفکر» ثبت شده است

...عوضش امنیت داریم!

علی دهقانی | يكشنبه, ۲۶ فروردين ۱۳۹۷، ۰۸:۱۲ ب.ظ

آقای تام در کنار عده ای از شخصیت های کارتونی محبوبمان در کنار جوب خیابان نشسته بود و صفحات مجازی گوشی خود را چک میکرد و با دوستانش حرف میزد.

آقای تام با مرور چند خبر قتل و غارت که مربوط به کشورهای شاخ آفریقا بود، رو به دوستانش کرده و گفت : چقدر خوب است که امنیت داریم!

  • علی دهقانی

عید همه ی شما مبارک!

علی دهقانی | پنجشنبه, ۲ فروردين ۱۳۹۷، ۱۲:۵۳ ب.ظ

توپ تحویل سال هم ترکید و خروس 96 جای خود را به سگ97 داد. امید است ، این سگ ،باوفا و مهربان باشد و همچون خروس قبلی که پس از چند ماه ، نااهل و بی محل شد ، بی وفایی پیشه نکند و پاچه ی ملت را نگیرد.

  • علی دهقانی

اختلاف و اختلاس

علی دهقانی | شنبه, ۱۲ اسفند ۱۳۹۶، ۰۹:۱۵ ب.ظ


با نگاهی مختصر تفاوت ها را میتوان مشاهده کرد،با اندکی فکر فرق بین حق و باطل ،ظالم و مظلوم ،مسلمان و کافر را میتوان تشخیص داد.


  • علی دهقانی

نترس!!

علی دهقانی | چهارشنبه, ۲ اسفند ۱۳۹۶، ۰۹:۰۳ ب.ظ

موضوعی که در این نوشته به آن می پردازم،ترس است. 

ترس،هراس،فوبیا یا هر اصطلاح دیگری که در ذهنتان است یک معنا و مفهوم کلی دارد، ترس به احساسِ طبیعیِ ناخوشایندی تلقی میشود که در مقابل پدیده ای طبیعی یا غیرطبیعی از خود بروز میدهیم.

  • علی دهقانی

از ابراهیم هادی تا قهرمان های پودری و بادی!

علی دهقانی | يكشنبه, ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۱۰:۲۸ ق.ظ


پرده ی اول

حدود سال 1354بود که مشغول تمرین بودیم که ابراهیم وارد سالن شد و یکی از دوستان هم بعد از او وارد سالن شد و بی مقدمه گفت: داداش ابراهیم ، تیپ وهیکلت خیلی جالب شده.وقتی داشتی تو راه می اومدی دوتا دختر پشت سرت بودن و مرتب از تو حرف می زدن،شلوار وپیراهن شیک که پوشیده بودی و از ساک ورزشی هم که دستت بود، کاملاً مشخص بود ورزشکاری.

  • علی دهقانی

استعداد شغلی یا شغل بی استعدادی ؟

علی دهقانی | پنجشنبه, ۵ بهمن ۱۳۹۶، ۰۶:۱۷ ب.ظ

سلام...

چند وقتیه هر جا میشینم سریع فکرم درگیر این موضوع میشه که برای چی زنده ام؟چه کاری میخوام و البته میتونم انجام بدم که توو این دنیا هم مفید باشم ، هم راضی ؟اصن اگه هفتاد سالم بشه و به گذشتم فکر کنم ،منم جز اون دسته آدمایی هستم که میگم حیف، زندگی تموم شد و ما اشتباه اومدیم کل مسیر رو ...یا قراره خشنود و سربلند واسه بچه هام از زرنگی و مهارت و تجربه های موفق کاریم حرف بزنم؟

  • علی دهقانی